ميرزا محمد حيدر دوغلات
301
تاريخ رشيدى ( فارسي )
نوشته ، تتمه آن را به شرح احوال خدمت مولانا به اتمام رسانيده در آنجا ارادت خود را و قبول حضرت مولانا را در چند جا ( 123 ر ) تصريح كرده و از جمله اين است كه مىفرمايد كه روزى در خلوت به ملازمت مولانا مشرف شدم و عرضه داشت كردم كه از آمد شد مردم و طلب تدريس و افاده عجب ملولم و آنچه بنده را به آن سرفراز ساختهايد از جهت آنكه اوقات را طلبه علم مشغول مىنمايند به واجبى به آن امر شريف قيام نمىتوانم نمود . تدارك آن چه تواند بود ؟ خدمت مولانا فرمودند كه خلق عالم را از براى خود نمىتوان از عالم خداى تعالى بيرون كرد . به همه حال به كار خود مشغول مىبايد بود . اين سحر به حمام رفتهام تا دويست بيت از يوسف و زليخا اينجا نظم كردهام و به خانه آمده دروس مؤظف را ادا نمودهام و بعد از آن آنچه نظم كرده بودم مسوده نمودم و از نفحات الانس يك جزو نوشتم اما هيچ لحظه آنچه در آن بودم خالى نبودهام و قلم بر سبيل عادت جريان يافته است . شما را مىبايد به كار خود مشغول بود و الّا خلق را بر طرف نمىتوان كرد و خدمت مولانا در شهور سنه ثمان و تسعين و ثمانمايه 89 از اين عالم خاكى به خطاير قدس خراميد - رحمة الله عليه - و فضلاى عصر ، « اشعار دلفريب » 90 تاريخ يافتهاند . و تصنيفات آنچه مشهور است ، شواهد النبوة و نفحات الانس و هفت اورنگ « 1 » كه هفت كتاب نظم است و شرح كافيه كه به شرح ملا مشهور است ، نظم اربعين و لوايح و شرح ديوان و رسايل معما و بسيار ديگر هست كه در تتمه شرح نفحات مولانا عبد الغفور ذكر كردهاند و در ميان مردم نيز متداول است و بعد از وفات مولانا چند اوراق مسوده از ته بالين ايشان برآمده است كه هيچكس آن را پيش از آن نديده بوده است . از آن جمله دو فقرات سخن است كه حضرت مخدومى نورا - سلّمه اللّه تعالى - براى اين كمينه نوشتهاند كه آن در تقرير اواخر احوال خان خواهد آمد .
--> ( 1 ) . نب : هفتورنگ .